فصل فصله کار و تلاشه، مخصوصا اوج زمان کار،برا کشاورزا ست . وزمان آشکارشدن گونه ای دیگر از یاریگریهای سنتی .
این روزا تو رشت کلمه یاور رو زیاد از دهن کشاورزا می شنوم .نا گفته نمونه که مردم رشت به جای همیاری و دگریاری لفظ یاور رو به کار می برن .
با این که این نوع یاریگری برا کمک با عوض هم به کار می ره و مردم به جاش برا همدیگه کار می کنند (به قول رشتیا نوعی عوض دکش تو کاره )ولی با این حال همه دوست دارن که مردم بهشون یاور بدن .البته تا سعی دارن تو زمان بیکاریشون به دوست وآشناهاشون یاور می دن تا اونا تو زمانی که به کارگر احتیاج دارن به دادشون برسن .به نوعی می شه گفت مثل مبادله پایاپایه . اما مردم مثل این که از این مبادله بیشتر لذت می برن تا مبادله ای که پای پول در میون باشه ولی اگه خوب نگاه کنن می بینن که فرقی باهم نداره فقط انگار تو عصر مدرنیته رابطه ها برطبق قدیم باشه براشون لذت بخش تره . کاشت و داشت و برداشت برنج ( که محصول اصلی گیلان است ) مراحلی داره .که تو هر کدومش هنوزم که هنوزه می شه نمونه هایی از این یاریگری ها رو دید . مثلا برا شخم زدن زمین ،آب گیری زمین ( که تقسیم آب صورت می گیره )سبز کردن تخم برنج ، کاشتن آن و کودپاشی و ( وجین ،دوباره )... هر کدوم از این ها رو اگه بخوایم دربیاریم نمونه های بیشماری از یاریگری یافت می شه که قواعد خاص و منسجمی هم درونش نهفته است تو بحر این قواعد و رسوم رفتن نشون می ده که مردم زمان قدیم و یا روستایی اونطور که تصور می شه ساده نبودند . طراحی کردن این قواعد خودش مغزی می خواد که فکر نکنم انسانهای مدرن بتونن از پسش بر بیان .
نکته جالب توجه برا من تو گیر و دار کاراو، تقسیم کار جنسیتیه که صورت می گیره .طبق معمول بیشتر کارا به دوش زناست مرداهم چون آقای خونن چماق بدست و غر زن قضیه که چرا اینو این طوری انجام دادی باید اون طوری کار می کردی و خلاصه این که بد نیست بدونین برنجایی که نوش جان می کنید نتیجه کار و تلاش بی وقفه زناست . اونا که صبح تا شب و از شب تا صبح پاهاشون تو آبه تا شاید بتونن خودشون گلیم خودشون رو از آب بکشن . اما هر چقدر بیشتر کار می کردن می دیدن که عقب تر می مونن . به عبارتی تا موقعی که پشت مردن و مرد هم جلو شون حرکت می کنه کار و تلاش برا اوناست و غر و فر و لوتی بازی برا مردا .اما نه این که اونا کاری نمی کنن فقط منظورم این بود که تو این مورد هم کار زنا نادیده گرفته شده و یا اصلا به حساب نیومده .
اما امروزه کشاورزی هم تغییر کرده . منظور من نیروی کارشه .که بیشتر متشکل از افراد سن بالاست و اگه بخوایم بر طبق تقسیم بندی بگیم بازنشته هاست .
اما امروزه چه بلایی به سر کشاورزی اومده؟ الان دیگه نسل جوون خیلی تمایل ندارن که برن تو زمین و کار کنن مخصوصا دخترا که هیچ جور راضی نمی شن .
کشاورزای قدیمی موندن و زمینایی که داره مثل روابط آدم ها تیکه پاره می شه دیگر آدم ها به دنبال کار نمی روند بلکه منتظرند که این کلمه ای که خودشان خلقش کرده اند به دنبالشان بیاید .
اما قدیمی ها مثل قبل فکر می کنن . شعارشان مثل همیشه =کار، کار، کار . خواب زود شب و بیدار شدن کله سحر . اما جدیدیا =روزشان شب شده و شبشان روز .
راست می گویند که زمانه برعکس شده اینجاست که این دونسل حتی زبان همدیگر را هم نمی فهمند . همدیگر را درک نمی کنند .
اما به راستی مشکل از کجاست ؟ چرا اینقدر فاصله بین این دو نسل افتاده ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط نیک بخت
|

لوگوی وبلاگ ما :

